کَرَجْ یکی از شهرهای بزرگ
ایران و همچنین مرکز ،
استان البرز میباشد. جمعیت این شهر برپایهٔ سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی برابر با ۱٬۳۷۷٬۴۵۰ نفر بودهاست که از این جهت پس از شهرهای
تهران،
مشهد،
اصفهان و
تبریز بهعنوان پنجمین شهر پرجمعیت ایران بهشمار میرود.
[۱] کرج پس از
تهران بزرگترین شهر مهاجرپذیر ایران است و با توجه به جوانبودن آن نسبت به سایر شهرهای بزرگ ایران، هماکنون بهعنوان یکی از کلانشهرهای جدید کشور بهشمار میآید.

موقعیت و تقسیمات کشوری
کرج با ۱۶۲ کیلومترمربع وسعت در ۳۵ کیلومتری غرب تهران و در دامنه جنوبی رشته کوه البرز قرار گرفتهاست. این شهرستان از شمال به استان مازندران، از جنوب به شهرستان شهریار و استان مرکزی، از غرب به شهرستان ساوجبلاغ و استان قزوین و از شرق به شهرستان تهران محدود است.
جلگه پهناور کرج با ارتفاع متوسط ۱۳۲۰ متر از سطح دریا در مسیر راه ارتباطی وسایط نقلیه حامل کالاهای وارداتی و صادراتی از مرز ترکیه و آذربایجان و به مقصد تهران و بالعکس است. کوههای البرز استان مازندران و کرج را از هم جدا کردهاست. دهستان کرج در میان درههای پرپیچوخم البرز و در اطراف جاده چالوس قرار دارند. از تونل کندوان تا روستای مراد تپه در غرب اشتهارد، حوزه فرمانداری کرج را تشکیل میدهد. حوزه فرمانداری کرج در سال ۱۳۳۷ برای جمعیتی در حدود ۳۵ هزار نفر و با وسعتی در حدود ۵۸۳۰ کیلومتر مربع بنیاد شد. این شهرستان تا سال ۱۳۶۸ دارای چند بخش شامل: مرکزی، شهریار، رباط کریم و طالقان و اشتهارد بود، ولی پس از تبدیل بخشهای شهریار و رباط کریم و ساوجبلاغ به شهرستان چهار بخش از آن جدا گردید و هماکنون شامل دو بخش مرکزی و اشتهارد و هفت دهستان است. بخش مرکزی با ۶ دهستان به نامهای: نسا، آسارا، آدران، کمال آباد، گرمدره از تونل کندوان تا (ماهدشت) یا مرد آباد یا همان شاهدشت قدیم را شامل میشود. بخش اشتهارد که از احمدآباد تا مرادتپه ادامه دارد، تنها یک دهستان به نام پلنگ آباد (رحمانیه) دارد.
+ نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 16:50  توسط رويا
|
شهادت ششمین نور از انوار الهی حضرتامام جعفر صادق (ع) پایگزار مذهب شیعه را خدمت شما و همه ی مسلمین بخصوص شیعیان تسلیت عرض می کنیم .
قال الصادق (ع) :
مومن به اندازه ی کارهای خوبش آزمایش می شود پس هر که دینش درست و کارش نیکو باشد بلایش سخت گردد چرا که خداوند عز و جل دنیا را نه برای پاداش مومن قرار داده و نه کیفری برای کافر و هرکس دینش سست و عملش ضعیف باشد بلایش اندک باشد . ( بحارالانوار ۶۷ )
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 13:56  توسط رويا
|
اين داستان به اواخر قرن 15بر مي گردد.
در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با18 بچه زندگي
مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي18 ساعت در روز
به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. برای خواندن ادامه داستان روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 22:57  توسط رويا
|
مردي در نمايشگاهي گلدان مي فروخت . زني نزديك شد و اجناس او را بررسي كرد
. بعضي ها بدون تزيين بودند، اما بعضي ها هم طرحهاي ظريفي داشتند .زن قيمت
گلدانها را پرسيد و شگفت زده دريافت كه قيمت همه آنها يكي است .او
پرسيد:چرا گلدانهاي نقش دار و گلدانهاي ساده يك قيمت هستند ؟چرا براي
گلداني كه وقت و زحمت بيشتري برده است همان پول گلدان ساده را ميگيري؟
فروشنده گفت: من هنرمندم . قيمت گلداني را كه ساخته ام مي گيرم. زيبايي رايگان است .
پائولوكوئيلو
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 22:42  توسط رويا
|
رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي كنند.زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك اي عقيده كه تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد.وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد .پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم، غافل از اينكه براي به دست آوردن آزادي ، يك عمل جسورانه كافيست .
پائولوكوئيلو
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 22:37  توسط رويا
|
مردي در کنار ساحل دورافتاده اي قدم ميزد. مردي را در فاصله دور مي بيند
که مدام خم ميشود و چيزي را از روي زمين بر ميدارد و توي اقيانوس پرت
ميکند. نزديک تر مي شود، ميبيند مردي بومي صدفهايي را که به ساحل
ميافتد در آب مياندازد.
.................
برای خواندن ادامه داستان روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 22:33  توسط رويا
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 15:45  توسط رويا
|
یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .
سارا هشت ساله بود كه از صحبت پدرو مادرش فهميد كه برادر كوچكش سخت مريض است و پولي هم براي مداواي اوندارند. پدر به تازگي كارش را ازدست داده بود و نميتوانست هزينهي جراحي پرخرج برادرش رابپردازد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 15:44  توسط رويا
|
یکی بود ، یکی نبود
یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .
قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون (Arthur Ashe) آرتور اشي به خاطر خون آلوده اي كه درجريان يك عمل جراحي درسال ۱۹۸۳دريافت كرد به بيماري ايدز مبتلا شد.
ودربسترمرگ افتاد او ازسراسر دنيا نامه هائي از طرفدارانش دريافت كرد.
يكي از طرفدارانش نوشته بود : چراخدا تورا براي چنين بيماري دردناكي انتخاب كرد؟
آرتور در پاسخش نوشت : ..................
روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 15:39  توسط رويا
|
بنده: چقدر احساس تنهایی میكنم
خدا: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 15:37  توسط رويا
|